نيکی کدی، پژوهشگر مسايل خاورميانه، زنان و ايران، کتاب بسيار معروفی دربارهی انقلاب ايران تحت عنوان ريشههای انقلاب دارد که در سال 1981، دو سال پس از پيروزی انقلاب اسلامی منتشر شد. اين کتاب در پی انتشار بهشدت مورد توجه علاقهمندان مسايل ايران معاصر قرار گرفت و در سال 1369 نيز دکتر عبدالرحيم گواهی ترجمهی فارسی آن را منتشر ساخت.
در سال 2003، در شرايطی که ربع قرن از انقلاب ايران میگذشت، نيکی کدی در ويرايش تازهای از کتاب، سه فصل جديد به آن افزود که به بررسی پيامدهای انقلاب ايران اختصاص دارد. اين سه فصل جديد را مهدی حقيقتخواه با عنوان نتايج انقلاب ايران به فارسی ترجمه کرده است. يادداشت حاضر، مرور مختصر ديدگاههای کدی دربارهی انقلاب ايران است.
آشنايی با نيکی کدی
نيکی کدی که اکنون 77 سال دارد در سال 1930 در نيويورک زاده شد. وی متخصص مسايل خاورميانه، ايران و نيز تاريخ زنان است و پس از 35 سال تدريس در دانشگاه کاليفرنيا، اکنون استاد بازنشستهی اين دانشگاه است. کدی در خانوادهای سياسی و چپگرا زاده شد و از نوجوانی به فعاليت سياسی دست زد. وی به موازات آن به فعاليت آموزشی خود ادامه داد و در سال 1955 رسالهی دکترای خود را دربارهی تاثير غرب بر تاريخ اجتماعی ايران مدرن نوشت و موفق به گرفتن درجهی دکترا شد. کدی در سالهای 60-1959 در ايران بود و به گفتهی خودش طی اين مدت توانست با بسياری از بازماندگان انقلاب مشروطه مانند حسن تقیزاده، گفتوگو کند. وی بار ديگر در سالهای 74-1973 به ايران آمد و در خلال آن به مطالعهی جنبههای اقتصادی – اجتماعی صنايع دستی و قالیبافی در ايران پرداخت. او همچنين طی اين سفر مجموعه عکسهاي کمنظيری از ايل قشقايی گرفت.
مهمترين آثار وی در 30 سال اخير شامل اين کتابهاست:
او همچنين گردآورنده و ويراستار کتابهای زير است:
کدی پايهگذار و سردبير نشريهای با عنوان «محتوا: مباحثی در اجتماع، فرهنگ و جامعه» بود که طی سالهای 1991 تا 1996 منتشر شد.
وی در جايی میگويد: «ديدگاههای شخصیام نسبت به سياست در مقايسه با گذشته ظرافت و ترديد بيشتر پيدا کرده اما همچنان به مسايلی مانند مبارزه با جنگهای بیدليل، فقر در داخل و خارج و محدودساختن آزادیهای مدنی اعتقاد راسخ دارم.» (نقل از: Nikkei Keddie, My Life and Ideas, 2004, p.9)
پيامدهای انقلاب ايران
کدی معتقد است يکی از عناصر اصلی تاريخ سياسی معاصر ايران ائتلاف روحانيت (يا بخش مهمی از روحانيت) با بازار يا بورژوازی سنتی ايران است. وی جنبش تحريم تنباکو، انقلاب مشروطه و نيز انقلاب اسلامی را تبلور سياسی اين وحدت يا ائتلاف میداند. بنا به نظر کدی، اين ائتلاف صرفاً در ايران قابلمشاهده است و در هيچ يک از ديگر کشورهای خاورميانه و يا حتی اسلامی چنين ائتلافی وجود ندارد. وی حضور روحانيان در سياست را ناشی از ظهور سلسلهی صفويه و نقش قابلتوجهای میداند که روحانيت پس از اعلام شيعه به عنوان مذهب رسمی حاکميت ايفا کرده است. به نظر کدی، در عين حال که روحانيون بزرگ به دولت نزديک بودند نهاد مستقل روحانيت در دوران صفويه به وجود آمد که برخلاف ديگر کشورهای مسلمان از نظر مالی از دولت مستقلاند. منابع مالی آنها ناشی از ماليات اسلامی (خمس و زکات) و اموال وقفی است. وی حضور تاريخی مراجع بزرگ شيعيان در قلمرويی خارج از جغرافيای ايران (نجف در عراق) را نيز نشانهای از استقلال روحانيان از دولتها میداند. (به نقل از مقالهی کدی با عنوان "Better than the Past"، آوريل 2003، Iranian.com)
نيکی کدی در پرتو اين واقعيت به بررسی ريشهها و پيامدهای انقلاب ايران میپردازد. در دو فصل آغازين کتاب نتايج انقلاب ايران، تحولات سياسی و اقتصادی ايران در دورهی 1357 تا 1368 و نيز 1368 تا زمان نگارش کتاب (1382) تشريح شده است. در اين دو بخش، نويسنده با لحنی گزارشگونه تحولات پس از انقلاب را بهدقت و اختصار شرح میدهد. وی نخست، جريان حذف کليهی جريانهای سکولار از متن انقلاب و دولت انقلابی تشريح میکند. تصويری از خشونتهای دههی نخست انقلاب ارائه میکند و جناحبندیهای اصلی حاکميت پس از سال 1360 و در حقيقت استقرار حکومت اسلامی در دو جناح اصلی «راست اسلامی» و «چپ اسلامی» را نشان میدهد. البته با اين توضيح که بعداً عملگرايان يا «راست مدرن» از ميان محافظهکاران سربرآوردند (ص.40). (البته، گفتنی است که برخلاف نظر کدی، عمدهی حاملان ديدگاه راست مدرن در دههی 1360 در جناح چپ اسلامی حاکميت جای داشتند نه در جناح راست.)
کدی جايی در پانويسهای کتاب (ص. 153) به واقعيت مهمی اشاره میکند و میگويد به رغم آنکه ارقام مربوط به اعدامهای سياسی در ايران «وحشتناک و غيرقابل دفاع» است، در مقايسه با انقلابهای فرانسه، روسيه، چين و يا اعدامهای مرتبط با جنگهای داخلی، کشتارهای دستهجمعی و کودتاها در کشورهای مختلف امريکای لاتين، آسيا و افريقا رنگ میبازد.
اين شايد نشانهای باشد بر فرهنگ رواداری و تسامح که قرنهاست بر کشور ما سايه انداخته است.
ديدگاه نويسنده در تشريح تحولات ايران در پی انقلاب اسلامی تا حدود بسيار زيادی دقيق است و نشانهی اشراف کامل او بر موضوع مطالعهاش است اما تلاش وی در توضيح ساختارهای طبقاتی در جمهوری اسلامی همراه با نوعی ابهام در تبيين است. کدی خاستگاه جناح راست حاکميت را روحانيان سنتی و بازاريان میداند. در عين حال، جناح چپ حاکميت آن را در دههی 1360 نمايندگان نوعی سوسياليسم اسلامی (ص.41) ارزيابی میکند. سياستهايی مانند ملیکردنهای بانکها و صنايع، نقش مسلط دولت در اقتصاد، اصلاحات ارضی و مانند آن نيز شاهدی بر آن آورده میشود.
در هر حال، پيداست که در ايران شاهد حاکميتی بودهايم که به سبب درآمدهای نفتی میتوانست مستقل از طبقات عمل کند. استقلال نسبی طبقات از حاکميت در واقع باعث شده است که در تمامی سالهای پس از انقلاب دولتها منافع طبقاتی خاصی را نمايندگی نکنند بلکه متاثر از لابیها و اعمالنفوذ طبقات مختلف باشند و در عين حال ثروت نسبی دولت ناشی از درآمدهای نفتی منجر به ايجاد رانت در بدنههای مختلف ديوانسالاری دولتی شده است.
از سوی ديگر، سنتی بودن بافت حاکميت و حاکمان در بسياری از موارد باعث شده که به جای تعريف جناحها بر اساس تعلقهای طبقاتی، يا ايدئولوژيک شاهد تعريف جناحها بر اساس معيارهای ماقبل مدرن (يعنی روابط خويشاوندی، قومی و امثال آن) باشيم. از همين روست که در چنين شرايطی پوپوليسم در بسياری از موارد در تمامی جناحهای حکومتی مشترک است.
کدی در فصل بعدی کتاب دوران پس از جنگ را به تفکيک دوران رياستجمهوری هاشمی رفسنجانی و دوران خاتمی بررسی میکند. به نظر کدی تا سال 1371 به يمن افزايش موقتی قيمت نفت پيشرفت اقتصادی ايجاد شده بود اما در پی کاهش قيمت نفت دولت با مشکلات عديدهی اقتصادی، افزايش بدهی خارجی تورم بالا و کاهش شديد ارزش ريال روبهرو شد (ص.59)
کدی همچنين به تفصيل انتخابات سال 1376 و روی کار آمدن دولت خاتمی را تشريح میکند. وی مینويسد بسياری از چپگرايان اسلامی پس از آن که قدرت را از دست دادند، تحت تاثير نه تنها رخدادهای داخل ايران، بلکه رخدادهای شگفتانگيز اروپای شرقی و اتحاد شوروی... دستخوش دگرگونی فکری و سياسی شدند. به نظر وی، اين گروه مهمترين بخش ائتلاف خاتمی را تشکيل میدادند.کدی رويدادهای دوران خاتمی تا سال 1382 را به تفصيل شرح میدهد. بزرگترين دستاورد خاتمی به نظر کدی کمک به رواج ايدهی دمکراسی و تاحدی بازتر کردن دولت است. (ص.80)
دلايلی برای خوشبينی
نيکی کدی در فصل پايانی کتاب پيامده و دستاوردهای انقلاب ايران را مورد ارزيابی قرار میدهد و تغييرات ساختار جنسيتی، فرهنگی و فکری ايرانيان در دو دههی گذشته را نشان میدهد. کدی در شرايط کنونی حملهی نظامی امريکا به ايران را کاملاً نامحتمل نمیداند، اما میگويد: «تجربهی گذشتهی ايران نشان داده است که بعيد است ايرانيان در درازمدت يک حکومت بهشدت نامطلوب را تحمل کنند يا اجازه دهند بيگانگان بر سرنوشتشان مسلط شوند» (ص. 145) او همچنين ابراز نگرانی میکند که دخالت ايالات متحده اين خطر را به همراه دارند که فرايندهای داخلی را از طی مسير طبيعیشان بازدارد (همان صفحه).
با اين حال، کدی دلايلی برای خوشبينی نسبت به آيندهی ايران دارد. استمرار روند نوسازی اقتصادی، گسترش صنعت، رشد شهرنشينی، توسعهی آموزش مدرن و نظام بهداشتی، افزايش نرخ باسوادی زنان (مثلاً از 36 درصد در سال 55 به 72 درصد در سال 1375)، توسعهی فرهنگی، شکوفايی نظرات مختلف در حوزهی فرهنگ و آگاهی از آرا و عقايد مختلف، استقلال زنان و دختران (به رغم کنترلهای بيرونی) و به موازات اين همه جنبشهای تاثيرگذار مردمی، زمينهساز خوشبينی کدی نسبت به ايران فردا است.
وی در پايان کتاب مینويسد: «خلاقيت و توان مبارزهجويانهی اثباتشدهی مردم ايران سبب اين اميدواری است که آنان قادر خواهند بود بدون هر گونه مداخلهی خارجی تغييرات مطلوب خود را... به عمل آورند.»
مشخصات کتابشناسی
نيکی کدی، نتايج انقلاب ايران، ترجمهی مهدی حقيقتخواه، انتشارات ققنوس، چاپ دوم، تهران، 1385.
برای آشنايی با ديدگاههای کدی به منابع ذيل مراجعه کنيد:
http://www.amazon.com/Modern-Iran-Roots-Results-Revolution/dp/0300098561
http://www.balzan.com/en/preistraeger/keddie.cfm
http://www.balzan.com/documents/preistraeger/Sintesi_Keddie_E.pdf
http://www.iranian.com/Opinion/2003/April/Lesson/